یک سوال


به نظر شما دوستای عزیزم:

طبق آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح، مدل موی سربازان در مقاطع مختلف سربازان باید چه میزان باشد؟و با ماشین شماره چند باید کوتاه شه؟

به عنوان مثال موی سر یک سرباز وظیفه با مدرک تحصیلی دیپلم با ماشین شماره چند باید کوتاه شه؟


+ نوشته شده توسط فرزاد کچل در یکشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۲ و ساعت 17:11 |
کی ها اول اسفند اعزامند و باید موی سرشان را با نمره 4 و یا کمتر از آن کچل کنند؟ هر کی است در صورت تمایل: اولا: خودشو معرفی کنه: ( نام، سن، محل سکونت ( شهر یا خیابان محل سکونت) و اگر دوست هم داشت شماره موبایلشو بزاره تا با هم بیشتر اشنا شیم. دوم: بگه با چه شماره ای میخواد بزنه؟
+ نوشته شده توسط فرزاد کچل در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ و ساعت 10:37 |
یادش بخیر چند روز دیگه اول اسفند است و سالگرد یک سالگی خدمت رفتن من. یادش بخیر یک همچین روزهایی چه حس و حالی داشتم و یکی از دغدقه های اصلی من در این روزها کچل کردن موهام بود. راستشو بخواهید جذاب ترین بخش خدمت برای من همین کچل کردن و مو زدن بوده و است. الانم می بینم که کسانی که تاریخ اعزامشان 91/12/1 است و از الان در تب و تاب اماده کردن خودشان برای رفتن به خدمت و شروع یک زندگی جدید است، طبعا یکی از دغدغه های انها هم کچل کردن مو هاشون است. در برگه ی سفید که برای همه ارسال می شود، نوشته: موی سر با ماشین نمره 4 اصلاح شود. از همین جا به همه دوستای خوبم که روز سه شنبه صبح باید در میدان سپاه ساعت 6 صبح جمع شوند و خودشان را معرفی کنند، سلام می فرستم و ورودشان را به جمع کچلا تبریک میگم. خواه این کچل کردن زوری باشه یا اختیاری. به هرحال مبارکه کچلا
+ نوشته شده توسط فرزاد کچل در جمعه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۱ و ساعت 9:59 |
سلام دوستای خوبم

امروز میخواهم داستان اخرین باری که کچل کردم را برایتان تعریف کنم.

یادمه حدود 40 روز پیش، یعنی هفته آخر آبان بود که احساس کردم موهام قدری بلند شده و نیاز به اصلاح دارد. دوستی دارم به نام هادی که اونهم طرفدار کچل کردنه و همیشه سعی می کنیم موهامونو با هم بزنیم. طبق معمول با اون تماس گرفتم و پس از صحبت و حال و احوال پرسی گفتم که موهام بلند شده و می خواهم اخر هفته اگر وقت شه بیام پیشت برام بزنی و اونهم قبول کرد.

قرار بود پنج شنبه برم پیش هادی و الی از شانس بد من ، در پادگان به علت کمبود نیرو، با مجوز فرماندهی بعد از گذشت حدود 9 ماه، آن روز من را درپست قرار دادن و نتونستم برم.

گذشت، روز شنبه که اتفاقا روز تاسوعا بود و تعطیل هم بود، مجددا با اون تماس گرفتم و قرار بعدازظهر را گذاشتم. منم حدود 1 ساعتی یک چرتی زدم و وقتی بیدار شدم ساعت حدود 4 بود، بعد از صرف یک لیوان چای، لباسم را پوشیدم و وسایل اصلاحم را در کوله ام گذاشتم و رفتم.

وقتی رسیدم دم خانه شون، اس دادم و اونهم امد پایین و در ماشین نشست و گفت که یک ربعی صبر کن تا بابام اینا برن مسجد، بعدش بریم. یک ربعی گذشت و ازماشین پیاده شدیم و رفتیم تو پارکینگ.

از من خواست لباسم را در بیارم و بنشینم روی چهارپایه نردبان( اینهم بگم که هرچی اونجا گشتیم چیزی بهتر از نردبان نیافتیم ) خوب دیدم هوا سرده و نمیشه مثل همیشه لخت شو. پرسید از من که چیکار کنم گفتم من پیشبند با خودم اوردم و بنابراین پیشبند را در آوردم و اینم بگم که اولین بار بود که با پیشبند در  خانه کچل می خواستم کنم.  

+ نوشته شده توسط فرزاد کچل در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ و ساعت 9:13 |
سلام.

دوستان عزیزی که تمایل دارند در مورد کچل کردن و تراشیدن موی سر یا هم در تماس و ارتباط باشیم، لطفا تلقن، ایمیل یا ایدی خودشان را بگذارند.

+ نوشته شده توسط فرزاد کچل در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ و ساعت 9:5 |
چند روزی بود که از آموزشی ام گدشته است. در طی این مدت شدیدا تصمیم به کچل کردن گفته بودم . اون هایی که علاقه مند به این کار هستند میدونن وقتی که

این هوس میفته تو جون آدم چه میکنه. سرانجام پس از کلنجاررفتن های زیاد با خودم

و اینکه با شماره چند موهامو بزنم سرانجام  دلو برای یکبار هم شده به دریا زدم و شونه ی موزر را از روش برداشتم تا با شماره ی صفر سرمو کچل کنم(آخه تا حالا هیچ وقت با شماره ی صفر نزده بودم) بالاخره لخت شدیم و رفتم توی حمام . روی صندلی تو حمام نشستم و دوستم موزر شماره صفر تو دستش گرفت. موزر گذاشت روی خط ریش سمت راست کلمو یک گوشه ی خیلی کمشو زد و گفت: مطمئنی میخوای با صفر بزنی. خیلی کچل میکنه. منم گفتم بزن تا پشیمون نشدم. واقعا این لحظه برای خیلی از ما ها لحظه ی واقعا سختیه و اونهایی که تجربه کردن میدونن یعنی چی. به هرحال موزر را گداشت و شروع کرد به تراشیدن.همین جور موهام روی پا م میریخت و منم جمعشون می کردم و توی کیسه زباله می ریختم تا شستن حموم راحت شه برای من. پس از گذشت پنج شش دقیقه ای همه سر مو تراشید و سفید شد . مجددا موزر را روی سرم کذاشت تا همه ی سرم یکنواخت شه. وقتی که تموم شد و کچل شدم از روی صندلی بلند شدم و خودمو تو اینه دیدم. عجب چیزی شده بود. خودم که شوکه شدم  ولی به هر حال کاری که انجام گرفته بود و دیگه بازگشتی براش متصور نبود. ولی به هرحال تجربه ی جالبی بود برای من که تا حالا با صفر نزده بودم. ولی از الان باید خودمو آماده کنم برای شنبه صبح در پادگان و مسخره کردن ها. 

+ نوشته شده توسط فرزاد کچل در چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ و ساعت 17:51 |

با عرض سلام و تبریک سال نو 1391 خدمت تمامی دوستان به خصوص طرفداران کچل کردن و کچلای عزیز، سال

خوب و خوشی را برای همه شما عزیزان آرزو مندم.

من هم مثل همه شما از طرفداران کچل کردن هستم و همین علاقه من را برآن داشت تا وبلاگی را تحت همین

عنوان راه اندازی کنم.شاید کچل کردن برای خیلی ها یک عمل بیهوده یا باشه یا از اسم کچل کردن و تراشیدن موی سر بدشان بیاد و متنفر باشند، اما این را می دانم که این موضوع برای من و بسیاری از شما چقدر جذاب و جالبه. 

امیدوارم که در طی این مدت بتوانم با مطالب خوب در خدمت شما عزیزان باشم. 

در ضمن یکی از اهداف این وبلاگ ایجاد یک محیط برای ارائه نظرات، خاطرات، تجربیات و داستان هایمان در همین زمینه می باشد. از این جهت از همه دوستانی که خاطره، داستان یا تجربیات جالبی در این زمینه دارند میخواهم که آن را در این وبلاگ مطرح کنند.

+ نوشته شده توسط فرزاد کچل در دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ و ساعت 9:53 |